سالی که نکوست از بهارش پیداست

«آن دو شاخ گاو اگر خر داشتی// یک شکم در آدمی نگذاشتی»

سعدی

«آن‌کس که نداند و بداند که نداند// لنگان خرک خویش به منزل برساند»

فخرالدین رازی

«از برای مصلحت، مرد حکیم// دمب خر را بوسه زد خواندش کریم»

مولوی

«اسب تازی در طویله گر ببندی پیش خر// رنگشان همگون نگردد طبعشان همگون شود»

روحی

«اسب تازی شده مجروح به زیر پالان// طوق زرین همه در گردن خر می‌بینم»

حافظ

«اگر خر نیاید به نزدیک بار// تو بار گران را به نزد خر آر»

فردوسی

«اهل نگردد به عمامه سفیه// خر نشود از جل دیبا فقیه»

امیر خسرو

«ای بسا اسب تیزرو که بمرد// خرک لنگ، جان به منزل برد»

سعدی

«بار گوناگون است بر پشت خران// هین بیک چوب این خران را تو مران»

مولوی

«بس کسا کاندر گهر و اندر هنر دعوی کند// همچو خر در یخ بماند چون گَهِ برهان بود»

فرخی سیستانی

«بسی خفتی کنون سر برکن ازخواب// خری خیره مده، مستان خیاری»

ناصرخسرو

«به هندوستان پیری از خر فتاد// پدر مرده‌ای را به چین گاو زاد»

نظامی

«به یک دل مهر پیوستن نشاید// چو خر، کش بار بر یک‌سو نیاید»

فخرالدین اسعد گرگانی

«بی‌چاره خر آرزوی دم کرد// نایافته دم دوگوش گم کرد»

ایرج‌میرزا

«پیش از آن کت برون کنند ز دِه// رخت بر گاو و بار بر خر نه»

نظامی

«پیش خر، خرمهره و گوهر یکی است»

مولوی

«تو دست چپ در این معنی ز دست راست نشناسی// کنون با این خری خواهی که اسرار خدا یابی»

سنایی

«تو هستی همچنان مرد قدم سست// نشسته بر خـر و خـر را همی جست»

عطار نیشابوری

«جز آدمی نزاد ز آدم در این جهان// وین‌ها ز آدمند چرا جملگی خرند»

ناصرخسرو

«چو برکنده شد گوش خر از بنه// جهید هم‌چو آتش ز آتش‌زنه

گریزید و تیزید و شد هم‌چو باد// پی شاخ شد، گوش بر باد داد»

ادیب پیشاوری

«چه خوش گفت آن نهاوندی به طوسی// که مرگ خر بود سگ را عروسی»

نظامی

«خران را کسی در عروسی نخواند// مگر وقت آن کآب و هیزم نماند»

نظامی

«خر بار بر به از شیر مردم‌در»

سعدی

«خر به سعی آدمی نخواهد شد// گرچه در پای منبری باشد»

سعدی

«خر رفت که آورد سرویی// ناورد سرو دو گوش بنهاد»

کمال‌الدین اسماعیل

«خر عیسی است که از هر هنری با خبر است// هر خری را نتوان گفت که صاحب‌هنر است

خر عیسی را آن بی‌هنر انکار کند// که خود از جملهٔ خرهای جهان بی‌خبر است

 قصد راکب را بی‌هیچ نشان می‌داند// که کجا موقع مکث است و مقام گذر است

 چون سوارش بر مردم همه پیغمبر بود// او هم اندر بر خرها همه پیغام‌بر است

من به جز مدحت او مدح دگرخر نکنم// جز خر عیسی گور پدر هرچه خر است»

ایرج‌میرزا

«خرکی را به عروسی خواندند// خر بخندید و شد از قهقهه سست

 گفت من رقص ندانم به سزا// مطربی نیز ندانم به درست

بهر حمالی خوانند مرا// کآب نیکو کشم و هیزم چست»

/ 4 نظر / 92 بازدید
میم.الف.

السلام علیک ایها السید الکبیر و رحمه الله و برکاته. زیارت قبول باشد ان شا الله و ایضا اعمال و طاعات و عبادات. شما بزرگی و بزرگورای. شما درسته آدم نیستی و آدم هم نمیشی. دلیلش اینه که شما فرشته ای. التماس دعا یاعلی

رهگذر

سلام زیارت قبول

عباس اديبان

خدا قبوليان كره بيم بسا